تبليغاتX
اکنکار نغمه کوچک در آوای سکوت

اکنکار نغمه کوچک در آوای سکوت


چه شخصی در اک به موفقیت می رسد؟

 

 

اول اینکه او یک احساس زیربنایی از نظم دارد، برای اینکه مخلوقات اک صاحب نظم هستند.

دوم اینکه او عاشق زیبایی است. به خاطر زیبایی، چون پشت تمام تلاش های زندگی عدالت و زیبایی نهفته است.

سوم اینکه احساس شگفتی همراه اوست. اک مرتباً الگوهایی را در زندگی او می شکفد که باعث شگفتی او می شود و بدین ترتیب ما را هوشیار و آگاه از سوگماد نگه میدارد.

 

 

 

*** برگرفته از کتاب یادداشتهای خرد به قلم سری هارولد کلمپ***

 

+ نوشته شده در 87/02/23ساعت 11:32 توسط پرنده مهاجر |


 

... و عشق چيست ؟ بزرگترين خودكشي در دنياست

عاشق شدن يعني ارتكاب به خودكشي : كشتن نفس .

عشق يعني دور انداختن نفس .

براي همين است كه مردم اينقدر از عشق ورزيدن مي ترسند .

آنان درباره ي عشق داد سخن مي دهند و به عاشق بودن تظاهر هم مي كنند . آنان ترتيبي مي دهند تا خودشان را و ديگران را بفريبند كه عاشق اند . ولي آنان از عشق ورزيدن پرهيز مي كنند ، زيرا كه عشق نخست از تو مي خواهد تا بميري . و تنها آنگاه است كه دوباره زاده مي شوي ...

و مسلماً زندگي نيز با عشق غني تر مي گردد . هر چقدر نفس تو بيشتر بميرد و كمتر باشد ، زندگي تو غني تر و پر بار تر و سرشار از سرور و لذت خواهد بود .

... ولي عشق نهايت خودكشي است .

بقيه خودكشي ها جزيي هستند . خودكشي معمولي امري فيزيكي است .

عشق يك خوودكشي رواني است و مراقبه ، خودكشي روحاني .

تو در عشق از نظر رواني و شخصيتي خواهي مرد و نفس و هويت رواني ات از بين خواهد رفت . در مراقبه تو حتي مفهوم « خود » و حتي فرا خود را نيز به دور خواهي افكند و به « هيچ چيز بودن » خواهي رسيد .

 

+ نوشته شده در 87/02/15ساعت 17:25 توسط پرنده مهاجر |


همیشه برخورد و نگرش ما باعث ایجاد کارما می شود. بنابراین هر گاه برخوردهایی که بلافاصله به ما صدمه می زنند شناسایی کرده و از آنها دوری کنیم، در جریانات معنوی پیشرفت آسان تری خواهیم داشت.
عشق قادر است کارماهای غیرضروری را از میان بردارد، در نتیجه کارما قدرتش را برای لمس کردن ما از دست می دهد، زیرا حمایت ماهانتا با ماست

 

 

+ نوشته شده در 87/02/04ساعت 11:31 توسط پرنده مهاجر |


اکنکار چيست ؟ اکنکار راه طبيعی باز گشت نزد خداوند ، اکنکار ، دانش باستانی سفر روح نام      دارد  که  علمی دقيق بوده ، خالص ترين تعليم را در بر می گيرد .(اکنکار)قائم به ذات است وعقل از سادگی  ان مبهوت می گردد. از همه ی تعاليم کهنتر ... و سر چشمه ی تمام مکاتب است .

شريعت ـ کی ـ سوگماد (کتاب اول )

 

سفر روح چيست ؟ سفر روح تجربه ای منحصربه فرد و متضمن باور بقای روح است. دستاورد اين تجربه درونی ، عشق به تماميت هستی و درک زيبايی ان است . صفر روح را نمي توان در موعظه ها و در قالب عقايد محدود تجربه کرد .

شريعت ـ کی ـ سوگماد(کتاب اول)

رويا چيست ؟ آتما (روح) هنگام رويا که به مراتب روانی تعلق دارد ، از پديده های لطيف زندگی مانند تفکر، شور عاطفی ، هوش و آنچه متعلق به ذهن است محظوظ می گردد . تمام اين کيفيات برای کالبدهای متعلق به جهان های روانی مانند کالبدهای اثـيری ، علی و ذهنی ضروری هستند . وقتی که روح در حين رويا بر اين وضعيت هـا تسـلط يابد ، حاکم مطلق کيهان خويش می گردد .

شريعت - کی - سوگماد (کتاب اول)

عشق چيست ؟ عشق قلب جهان بينی اکنکار است . عشق جوهره ای الـهی است که وا قعيات را يک پارچه نموده ، روح ها را به هم پيوند می دهد . هر چـه روح به جهان های برتر مـی رود ، اين عشـق عظيم تر می شود . عشق ريسمانی است که همهً جهان ها را به يکديگر پيوند می زند . عشق همانا اِ ک زنده و جوهر سوگماد است.

شعريعت - کی- سوگماد  (کتاب اول)

مشکل چيست ؟ برای انسان هيچ مشکلی بزرگتر از خودش نيست . هر کسـی مطابق با ميزان تحمل خود مورد آزمايش قرار می گيرد . هيچکس بيش از اين حد آزموده نمی شود . هر مشکلی که انسان با آن روبرو می شود ، دارای راه حلی معنوی است .

مشکلات هر کسـی در منفی ترين و آسيب پذير تريـن  وجه و جودی او ريشه دارند .

شريعت - کی - سوگماد (کتاب اول)

استادان اِک چه کسانی هـستند؟استادان اِک را می توان در تمام سيارات و طبقات کيهان نيز يافت . وظيفهً انان ياری بشريت در جهت تکامل ، ارائهً تعاليم و يافتن مريد است . آنان می دانند که اين مريدان به سوی استادان حق در قيد حيات می آيند تا تحت مسئوليت وی قرار گرفته ، در جهت متجلی ساختن ويژگی هايی چون عشق و خرد در اين جهان به خدمت گمارده شوند .

شريعت - کی - سوگماد (کتاب اول)

 

 

برکت باشد

 

 

 

+ نوشته شده در 87/01/31ساعت 11:38 توسط پرنده مهاجر |


عشق را در حرکت دزد شب رو

عشق را در حرکت کره ماه و زمین

در نگاه تیز گربه به گنج قفس

عشق کفتر به قفس عشق صیاد به دام

می توان دید و سخن هیچ نگفت

می توان در دل خاموشی ها سخن از عشق شنفت

می توان گریه کودکانه ز پس خواسته ها

می توان گریه مادرانه ز پس داده ها

می توان داد و گرفت هیچ نگفت

می توان در دل داده ها عشق را پیدا کرد

می توان دنیا را با عشق خرید

یا که با عشق به سلطانی خود برگردی

می توان در ظلمت نسخه نور نوشت

می توان در گرداب راز ایوب نوشت

می توان تسلیم شد، می توان تسخیر کرد

می توان تفسیر کرد، می توان عاشق شد

می توان در قلعه بزرگ ظلمت نور را پیدا کرد

می توان خانه ای از عشق بنا کرد

به بلندای زمان و به پهنای مکان

تا در آن نور نمیرد به دست شب تار

 

 

 

زندگی پر برکت و شاد باد

 

+ نوشته شده در 87/01/22ساعت 18:27 توسط پرنده مهاجر |


هیــوی شگفـت‌انگیـز، چـه گـواراست صـوتـی کـه روح چـون من را لـمس کــرد.
پیـش از این گـم‌گشتـه بـودم، اینـک پیـدا شـدم.
کـور بـودم، اینـک بینـا شـدم.
هیـو بـه قلبـم نـغمـه‌سـرایـی آمـوخـت و تـرس‌هـایـم را زدود.
آنـگـاه کـه ظهـور کـرد چـه گـران‌قــدر بـود نـخستیـن لحظـهٔ بـاور مـن.
مـرا از خطــرات بسیـار، رنـج‌هـا، و دام‌هـا رهـانیــد.
تا کنـون ارمغـان آن ایمنـی بـوده و مرا به سـرمنـزل خـویش هـدایـت خـواهـد کـرد. بـه مـن حیـات بخشـد و صـدایـش مـرا امیــد دهـد، مـأمـن مـن خـانـهٔ مـن بـاشـد، تـا پـایـان هستــی.
روزی زمیـن مـی‌میــرد و خـورشیـد از درخشـش بـازمـی‌‌مـانـد.
ولـی خـداونـدا، کـه مـرا بـدین‌جـا فـرستـادی، همـواره بـه تـو تعلــق خـواهـم داشت.

 

+ نوشته شده در 87/01/19ساعت 18:30 توسط پرنده مهاجر |


 

+ نوشته شده در 86/12/29ساعت 20:23 توسط پرنده مهاجر |



 



Design by : Night Skin