تبليغاتX
اکنکار نغمه کوچک در آوای سکوت
دوازده كالبد ماهانتا : استاد درون كيست ؟ :

آشنائى با اين دوازده خصوصيت از استاد درون ؛ ارتباط حقيقت جو را با استاد عميقتر و حضور هميشگى وى را ملموس تر مي نمايد ؛ اين دوازده خصيصه به تريب زير است :

_ راهنما : مي تواند راه رسيدن را به ما نشان دهد.

_ استاد رويا : در عالم رويا به ما آموزش مي دهد.

_ حامي : ما را مورد حمايت معنوي خويش قرار مي دهد.

_ معلم : تعاليم اسرار را به ما آموزش مي دهد.

_ روشني بخش : ما را با نور و صوت الهي پيوند مي دهد.

_ نسيم تحول : موانع نا خواسته را از سر راه بر مي دارد.

_ شفابخش : بيماريهاى معنوى ما را آموزش مى دهد .

_ ناجي : ما را در راه رسيدن به آزادى معنوى حمايت مىكند .

_ خدامرد : الگويى زنده براى ما مىباشد .

_ پيشگو : از اراده الهى آگاه است .

_ وجود ازلي : هميشه با ماست.

_ كلام زنده : ابزار واقعى براى روح الهى است .

اين ها حضور و ماموريت وجهى از استاد درون در هر يك از عوالم دوازده گانه مي باشد.

عدم درك صحيح از استاد درون مانند ديدى كه اكثريت از خداوند دارند از او بتـــــــى در ذهن ميسازند كه يا مسؤوليتهاى خود را بر دوش او مي گذارند و يا در خارج از خود جستــتجويش ميكنند ؛ ولى شناخت حقيـــقى ز او توجه ما را به درون خود جهت يافتن و ارتباط برقرار كردن معطوف مي كند و ديگر استاد موضوعى جدا از ما و يا قابل جستجو نمي باشد بلكه به معناي واقع درك مفهوم ماهانتا كه همان خويش حقيقى مي باشد محقق خواهد شد

 



+ نوشته شده در  88/03/01ساعت 16:8  توسط پرنده مهاجر | 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

                وان مواعید که کردی مرود از یادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

               جای غم باد هر آندل که نخواهد شادت

برسان یندگی دختر زرگوی بدرآی

                 که دم همت ما کرد زبند آزادت

چشم بد دور کز آن تفرقه ات با زآورد

                 طالع نامور و دولت مادزادت

شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت

              بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق

                 برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت

         حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

                ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت

نوروز : نماد چیرگی شور زندگی به جای شوق مرگ             

 

+ نوشته شده در  88/01/09ساعت 10:48  توسط پرنده مهاجر | 

زنـــــــــــــــــــــدگی

 

 

زندگی تکه کاهی است که کوهش کردیم

زندگی کوه بزرگی است که کاهش کردیم

 

زندگی نیست به جز نم نم باران بهار

زندگی نیست به جز دیدن یار

زندگی نیست به جز عشق به جز حرف محبت به کسی

ور نه هر خار و خسی زندگی کرده بسی

 

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد

دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد

 

زندگی گهگاهی مثل کوه بلند است مثل یک کاه سبک

زندگی بیشترش سنگین است

 

زندگی گهگاهی مثل یک شمع می سوزد گرد پروانه خویش

زندگی بیشترش سوختن است درس آموختن است

 

زندگی بیشترش فانوس است لب دریای خیال آویزان

می توان آن را دید و نه بیش روشن است اما به اندازه خویش

گاه گاهی چلچراغی است از این همه جا نور دلش گسترده

روز را شب به هوس آورده

 

گاه گاهی زندگی رنگ طلاست این طلا نیست بلاست

زندگی بیشترش کمرنگ است آب هم آبی نیست بی رنگ است

 

زندگی یک خدا هم دارد که من از او نمی ترسم

خود او می گوید مهربان است مهربان ترس ندارد جانم

 

زندگی تابلویی است نیمه راه که زسرمنزل مقصودخبری می آرد

کار او هشدار است گر مسافر رهش بیدار است

 

زندگی هر طرفش دیوار است گاهی دری پنجره ای هم دارد

کاش می شد که خدا خانه اش پر از پنجره بود

چند تا کافی نیست همه را باید دید

 

زندگی تکه کاهی است که کوهش کردیم

زندگی کوه بزرگی است که کاهش کردیم

 

 

 

 

 

مسعود فردمنش

 

 

 

برکت باشه

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/12/07ساعت 11:33  توسط پرنده مهاجر | 

 

آیا کسی هست که تمرینات معنوی اک را _ نه شبیه کسی که به طور دائم تسبیح صوری می اندازد، بلکه_ با خواسته ای واقعی برای گشودن خود بر اسرار الهی انجام دهد؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/11/07ساعت 11:23  توسط پرنده مهاجر | 
در صفحات کتاب شریعت کی سوگماد هیچ نوشته ای وجود نداشت تنها نوری طلایی از آن می تابید که بیش از نور خورشید در نیم روز می درخشید.

 

فوبی کوانتز: شریعت کی سوگماد یک آینه است. آنچه که در قلب توست همان چیزی است که در صفحات این کتاب مشاهده خواهی کرد. اگر خواننده دارای نقطه نظرات زیادی باشد کتاب چیزی برای گفتن به او نخواهد داشت

 

+ نوشته شده در  87/10/21ساعت 16:28  توسط پرنده مهاجر | 

امشب به سر سودای اوست          شب تا سحر نجوای اوست

امشب دلم پر می زند                     آهنگ دیگر می زند

امشب صدای صوت او                     گوید سخن از سر او

صبح تا به شب سوزی اگر               با درد می سازی اگر

در سوزشت نوری است نهان          در درد تو سرّی نهان

بنگر به سوز و ساز ها                    بنگر به نور راز ها

صوت کرم را گوش کن                    نور سخن را نوش کن

+ نوشته شده در  87/10/01ساعت 18:32  توسط پرنده مهاجر | 

آزادي يك پارادوكس است و اين پارادوكس به دامي تبديل مي شود كه انسان ها در آن گرفتار مي شوند، مگر اين كه از جريان وقوع اين دوگانگي آگاه شوند و از توانمندي هاي خود در جهت پرهيز از گرفتار شدن استفاده نمايند.

 

شرق خطر: پال توئچل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/09/10ساعت 23:5  توسط پرنده مهاجر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خداوند جهان هاي تحتاني را آفريد وكل را بر آن مسلّط نمود. در عوض به هر روح فرصتي داد تا متكامل شود و خارج از اين جهان ها متعالي گردد و با كمك ماهانتا مجدّداًً به سوگماد برسد و همكاري براي خدا شود.


نوشته های پیشین
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
پیوندها
سایت مرکزی اکنکار
نور و صوت خداوند
کتاب های فارسی اکنکار
اکنکار در ایران
اکنکار حکمت باستانی برای عصر حاضر
سخن روز
سر دادن آواز عشق براي خدا
طنین گام های عشق
اکنکار کلید جهان های اسرار
گفتگو با استاد
وبلاگ تخصصی آموزش و دانلود نرم افزار
کافی نت باران-شهریار
راه حقیقت
دلم برای دلم تنگ شده
جوینده
آه شب
هیو باشید
آموزش رایگان زبان انگلیسی
عشق پرزده
باغ همسفران
نیلوفر آبی
عشق ورزیدن یعنی همکاری باخدا
شیراز اک
رویای مهاجرت
لمس
صدای آشنا
اندیشه ها و افکار مولانا
راه روشن
پله پله تا ملاقات خدا
زندگی آرام
طریقت نور و صوت الهی
دلتنگیها
صبح روز بعد
قلبانه
فرياد سكوت
با دهانی پر از سیب تا ...
خط رو خط=اتصال کوتاه
spring daughter
هیس
خط سوم
دانلود کتاب‌های فارسی اکنکار
اکنکار
کوتاه و خواندنی
دانلود همه چیز بصورت مستقیم
اک
آنچه از من می تراود آینه وهم من است
تجلی روح
تعادل
موج فرا صنعتی
تنها سوگماد هستی دارد
طراوت باران
گمشده در مه
آگاهی بیدارشده جستجوگر معنوی
آخرین ایستگاه بهشت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM