![]() |
![]() |
|
|
درود و دو صد بدرود خدمت شما عزیزان در اک و شما دوستان عزیزی که اگر این افتخار نصیبمان شود توسط این وبلاگ معرف جریان نور و صوت قابل شنیدن حیات باشیم به شما. قصد دارم بدین وسیله سالروز معنوی اکنکار، روز 22 اکتبر،30 مهر ماه را به شما عزیزان تبریک بیکران عرض کنم سالی را که سال برکت نامیده شده است. سپاسگزار سوگماد کبیر هستم که من را با اک و شما همراهان، همپایان و همدلان عزیز آشنا کرد.
با صمیمیت تمام غرق در اقیانوس عشق و رحمت باشید برکت باشد برکت باشیم |
|
+ نوشته شده در
86/07/18ساعت 18:27 توسط پرنده مهاجر |
|
|
اکنکار چيست؟راه طبيعي بازگشت نزد خداوند ‘ اکنکار‘ دانش باستاني سفر روح نام دارد که علمي دقيق بوده ‘ خالص ترين تعاليم را در بر مي گيرد [ اکنکار] قائم به ذات است وعقل از سادگي آن مبهوت مي گردد. از همه تعاليم کهن تر ..وسرچشمه تمام مکاتب است.
|
|
+ نوشته شده در
86/07/17ساعت 23:59 توسط پرنده مهاجر |
|
|
پنجشنبه های هر هفته همایشهای هفتگی از ساعت 4 لغایت 7 در اصفهان بر گزار می گردد علاقمندان می توانند در این همایشها شرکت نمایند تمامی همایشها رایگان است منتظر حضور سبز شما هستیم .
اطلاع دوستان می رسد در ضمن موسسه در حال انجام رایزنی هایی هستند تا این همایش ها در تهران نیز برگزار شود. |
|
+ نوشته شده در
86/07/17ساعت 23:0 توسط پرنده مهاجر |
|
|
ربازارتارز استاد عظيم الشان اك ميگويد: هيچ چيز نمي تواند جايگاه كسي را كه در اك منزل گرفته است به لرزه در آورد. او بايد در خدا به سر برد و ديگر هيچ؛ تأثيرات جهان هاي رواني او را لمس نخواهد كرد.
|
|
+ نوشته شده در
86/07/16ساعت 23:35 توسط پرنده مهاجر |
|
|
وقت سحر دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند بعد از این روی من و آینه وصف جمال که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این ها به زکاتم دادند هاتف آن روز به من مژده این دولت داد که بدان جور و جفا صبرو ثباتم دادند این همه شهدوشکرکزسخنم کی مي ریزد اجرصبری است که از آن شاخ نباتم دادند همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود که ز بند غم ایّام نجاتم دادند حضرت حافظ
|
|
+ نوشته شده در
86/07/15ساعت 0:13 توسط پرنده مهاجر |
|
|
معبد اک مرکزی است که از آن نور و صوت خداوند به بسیاری از جویندگان می رسد. پشت سنگ، ساروج، چوب وشیشه معبد اک هدفی نهفته است: دادن آموزش های اک به تمامی کسانی که به آنها نیاز دارند.
سری هارولد کلمپ معبد اک واقع در چنهسن،مینه سوتا، هم یک مجمع معنوی محلی و هم معبد خرد زرّین است.ساختمان و زمین هایش مقدس هستند و معبد مرکزی است که از آن نور و صوت خداوند به بسیاری از مردم می رسد. یک گنبد پله ای طلایی معبد را پوشانده است. این سقف پله ای هرمی شکل یادآور معماری متداول در سومر، بابل و آشور باستان است. این طرح سمبل سفر معنوی بشر به بالا، به قلّه زندگی است. انسانیت از سطح آگاهی انسانی شروع می شود و مسیر را به نوک قله، که آگاهی خدایی است هموار می کند.
|
|
+ نوشته شده در
86/07/14ساعت 0:3 توسط پرنده مهاجر |
|
|
یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر پر سوزترین گدازه از عشق بگیر در هر نفسی که می تپی ای دل من یادت نرود اجازه از عشق بگیر
|
|
+ نوشته شده در
86/07/13ساعت 0:1 توسط پرنده مهاجر |
|
|
این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد حکیم عمر خیام نیشابوری
|
|
+ نوشته شده در
86/07/12ساعت 23:57 توسط پرنده مهاجر |
|
|
سری هارولد کلمپ در ویسکانسین متولد و در یک مزرعه کوچک بزرگ شد.قبل از رفتن به دبیرستان در یک مدرسه شبانه روزی مذهبی در میلواکی واقع در ویسکانسین، به مدرسه ای دو اتاقه در حومه شهر می رفت. بعد از دوره پیش دانشگاهی در میلواکی و نورت وین، ایندیانا، در لیست سربازان نیروی هوایی امریکا قرار گرفت. در آنجا به عنوان متخصص زبان در دانشگاه ایندیانا و بیسیمچی در گودفیلدوAFBواقع در تگزاس آموزش دید. و سپس در پی دو سال دوره اش در ژاپن برای اولین بار با اکنکار آشنا شد. در اکتبر سال 1981،به رهبری اکنکار، آیین نور و صوت خداوند نائل شد. لقب کامل او سری هارولد کلمپ، ماهانتا، استاد حق در قید حیات است.هارولد کلمپ به عنوان استاد در قید حیات اک مسئول تکامل پیوسته آموزش های اکنکار است. مأموریت او کمک به افراد در یافتن راه بازگشتشان به سوی خدا در این زندگی است.هارولى كلمپ براي سمينار هاي اك به امریکای شمالی، اروپا و جنوب اقیانوس آرام سفر می کند.او همچنین ازآفریقا و بسیاری از کشور های جهان دیدن کرده و با بسیاری از جویندگان معنوی ملاقات داشته و سخنرانی های الهام بخش ارائه می دهد. شوخ طبعی و نزدیکی عمل به معنویت در سخنرانی ها و نوشته هایش به بسیاری از مردم جهان در یافتن حقیقت در زندگیهایشان و دریافت آزادی درونی گسترده تر، خرد و عشق یاری رسانده است.
انسان در این دنیا می آموزد که عشق بورزد؛ عشقی خالص و یکطرفه. او باید به نزدیکانش عشق بورزد و به بقیه نیت خیر نثار کند. اعضای اکنکار احترام عمیقی برای استاد زنده اک قائلند، اما او را نیایش نمی کنند. تمامی استادان اک وابستگی و دلبستگی احساسی به یک شخصیت را منع می کنند
|
|
+ نوشته شده در
86/07/09ساعت 23:37 توسط پرنده مهاجر |
|
|
|
+ نوشته شده در
86/07/08ساعت 0:31 توسط پرنده مهاجر |
|
|
استادی به همراه شاگردش در کنار جاده در حال مراقبه بود. ساعتها گذشت و گذشت.اما شاگرد را هيچ حاصل نشد.گروهی در حال عبور از جاده بودند که به سوی معبد بروند.کسی برای روشن ضميری ميخواست دعا کند . کسی برای علاج درد........... . شاگرد از جا بلند شد و به همراه آنها به سوی معبد رفت و فکر کرد از مراقبه بهتر است . مدتها گذشت....... روزی شاگرد به پيش استاد بر گشت و شروع به مراقبه و سکوت خود کرد. در حالی که هيچ چيز دريافت نکرده بود جز همان دليلی که وی را به پيش استادش برگرداند.
|
|
+ نوشته شده در
86/07/07ساعت 23:26 توسط پرنده مهاجر |
|
|
The important thing in life is not to triumph but the struggle مسئله مهم در زندگي تلاش کردن است نه پيروزي The essential thing is not to conqure but to have foght well موضوع اساس در زندگی خوب جنگيدن است نه پيروزي و فتح
|
|
+ نوشته شده در
86/07/06ساعت 23:20 توسط پرنده مهاجر |
|
|
اينگونه باش: شاد اما دلسوز ساده اما زيبا مصمم اما بي خيال متواضع اما سربلند مهربان اما جدي سبز اما بي ريا عاشق اما عاقل
|
|
+ نوشته شده در
86/07/05ساعت 23:15 توسط پرنده مهاجر |
|
|
فرق آموزگار با روزگار چیه؟ آموزگار اول درس میده بعد امتحان می گیره ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد درس میده.
|
|
+ نوشته شده در
86/07/04ساعت 23:12 توسط پرنده مهاجر |
|
|
گران جانی بی ادبی می کرد. عزیزی او را ملامت نمود. او گفت:«چه کنم؟ آب و گل مرا چنین سرشته اند». گفت:« آب و گل را نیکو سرشته اند اما لگد کم خورده است».
لطایف الطوایف
|
|
+ نوشته شده در
86/07/03ساعت 23:11 توسط پرنده مهاجر |
|
|
ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیات است و چون بر می آید مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب. کز عهده شکرش به در آید
|
|
+ نوشته شده در
86/07/02ساعت 23:2 توسط پرنده مهاجر |
|
|
احیای هماهنگی هر کس در محیط کار شرایط را برایتان را دشوار کرد،خیلی ساده «هیو» را به آرامی برای خودتان زمزمه کنید. بگذارید آن فرد خشمش را تخلیه کند و فقط صبر کنید و ببینید که اک برای بهبود بخشیدن به آن شرایط چه می کند. در می یابید که چه بگویید و چه نگویید، چه موقع صحبت کنید یا ساکت باشید،کی و چگونه از سر راه فردی کنار روید یا اینکه اگر لازم است برای خلاص شدن از دست این فرد به سرپرستش متوسل شوید. وقتی گرفتار این مسائل می شوید، هر طور که شده «هیو» را زمزمه کنید تا خودتان را به عنوان کانالی برای خدا باز کنید. شما از «هیو» برای تغییر دادن موقعیت آگاهی فرد دیگری استفاده نمی کنید، از آن برای حفاظت از خودتان استفاده می کنید. «هیو» شما را با پوششی از نور سفید در بر می گیرد و هر چه به طرف شما پرتاب شود به فرستنده اش باز میگردد. فردی که به شما حمله می کند اغلب آنقدر خودش را مشغول مشکلاتش می یابد که دیگروقتی برای ادامه حمله هایش به سوی شما ندارد.
بسیار ممنون از دوست عزیزم دیاکو که این عکس را در اختیار دوستان اکیست قرار داده است
|
|
+ نوشته شده در
86/07/02ساعت 23:1 توسط پرنده مهاجر |
|
|
با سلام : این نکات را رعایت نمایید بعد شرکت کنید دارای ای دی و وصل دوم اکنکار باشد .... و ای دی خود را به شما نشان دهد .... چه حد است باشد ... و ذکر دسته جمعی را انجام دهید بهتر است به این کلاسها بروید
|
|
+ نوشته شده در
86/07/02ساعت 20:30 توسط پرنده مهاجر |
|
|
بسیار خوشحال می شویم با پیشنهادات، انتقادات،سؤالات و دیدگاه های خود ما را مفتخر کنید.نظرات شما در جهت دهی به این وبلاگ مؤثّر خواهد بود
|
|
+ نوشته شده در
86/07/02ساعت 0:17 توسط پرنده مهاجر |
|
|
+ نوشته شده در
86/07/01ساعت 12:50 توسط پرنده مهاجر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوند جهان هاي تحتاني را آفريد وكل را بر آن مسلّط نمود. در عوض به هر روح فرصتي داد تا متكامل شود و خارج از اين جهان ها متعالي گردد و با كمك ماهانتا مجدّداًً به سوگماد برسد و همكاري براي خدا شود.
|
|
RSS
|