![]() |
![]() |
|
|
اکنکار چيست ؟ اکنکار راه طبيعی باز گشت نزد خداوند ، اکنکار ، دانش باستانی سفر روح نام دارد که علمی دقيق بوده ، خالص ترين تعليم را در بر می گيرد .(اکنکار)قائم به ذات است وعقل از سادگی ان مبهوت می گردد. از همه ی تعاليم کهنتر ... و سر چشمه ی تمام مکاتب است . شريعت ـ کی ـ سوگماد (کتاب اول ) سفر روح چيست ؟ سفر روح تجربه ای منحصربه فرد و متضمن باور بقای روح است. دستاورد اين تجربه درونی ، عشق به تماميت هستی و درک زيبايی ان است . صفر روح را نمي توان در موعظه ها و در قالب عقايد محدود تجربه کرد . شريعت ـ کی ـ سوگماد(کتاب اول) رويا چيست ؟ آتما (روح) هنگام رويا که به مراتب روانی تعلق دارد ، از پديده های لطيف زندگی مانند تفکر، شور عاطفی ، هوش و آنچه متعلق به ذهن است محظوظ می گردد . تمام اين کيفيات برای کالبدهای متعلق به جهان های روانی مانند کالبدهای اثـيری ، علی و ذهنی ضروری هستند . وقتی که روح در حين رويا بر اين وضعيت هـا تسـلط يابد ، حاکم مطلق کيهان خويش می گردد . شريعت - کی - سوگماد (کتاب اول) عشق چيست ؟ عشق قلب جهان بينی اکنکار است . عشق جوهره ای الـهی است که وا قعيات را يک پارچه نموده ، روح ها را به هم پيوند می دهد . هر چـه روح به جهان های برتر مـی رود ، اين عشـق عظيم تر می شود . عشق ريسمانی است که همهً جهان ها را به يکديگر پيوند می زند . عشق همانا اِ ک زنده و جوهر سوگماد است. شعريعت - کی- سوگماد (کتاب اول) مشکل چيست ؟ برای انسان هيچ مشکلی بزرگتر از خودش نيست . هر کسـی مطابق با ميزان تحمل خود مورد آزمايش قرار می گيرد . هيچکس بيش از اين حد آزموده نمی شود . هر مشکلی که انسان با آن روبرو می شود ، دارای راه حلی معنوی است . مشکلات هر کسـی در منفی ترين و آسيب پذير تريـن وجه و جودی او ريشه دارند . شريعت - کی - سوگماد (کتاب اول) استادان اِک چه کسانی هـستند؟استادان اِک را می توان در تمام سيارات و طبقات کيهان نيز يافت . وظيفهً انان ياری بشريت در جهت تکامل ، ارائهً تعاليم و يافتن مريد است . آنان می دانند که اين مريدان به سوی استادان حق در قيد حيات می آيند تا تحت مسئوليت وی قرار گرفته ، در جهت متجلی ساختن ويژگی هايی چون عشق و خرد در اين جهان به خدمت گمارده شوند . شريعت - کی - سوگماد (کتاب اول) برکت باشد
|
|
+ نوشته شده در
87/01/31ساعت 11:38 توسط پرنده مهاجر |
|
|
عشق را در حرکت دزد شب رو عشق را در حرکت کره ماه و زمین در نگاه تیز گربه به گنج قفس عشق کفتر به قفس عشق صیاد به دام می توان دید و سخن هیچ نگفت می توان در دل خاموشی ها سخن از عشق شنفت می توان گریه کودکانه ز پس خواسته ها می توان گریه مادرانه ز پس داده ها می توان داد و گرفت هیچ نگفت می توان در دل داده ها عشق را پیدا کرد می توان دنیا را با عشق خرید یا که با عشق به سلطانی خود برگردی می توان در ظلمت نسخه نور نوشت می توان در گرداب راز ایوب نوشت می توان تسلیم شد، می توان تسخیر کرد می توان تفسیر کرد، می توان عاشق شد می توان در قلعه بزرگ ظلمت نور را پیدا کرد می توان خانه ای از عشق بنا کرد به بلندای زمان و به پهنای مکان تا در آن نور نمیرد به دست شب تار
|
|
+ نوشته شده در
87/01/22ساعت 18:27 توسط پرنده مهاجر |
|
|
هیــوی شگفـتانگیـز، چـه گـواراست صـوتـی کـه روح چـون من را لـمس کــرد.
|
|
+ نوشته شده در
87/01/19ساعت 18:30 توسط پرنده مهاجر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوند جهان هاي تحتاني را آفريد وكل را بر آن مسلّط نمود. در عوض به هر روح فرصتي داد تا متكامل شود و خارج از اين جهان ها متعالي گردد و با كمك ماهانتا مجدّداًً به سوگماد برسد و همكاري براي خدا شود.
|
|
RSS
|