![]() |
![]() |
|
یکی از قوانین بزرگ آفرینش این است که" به یکدیگر عشق بورزید". تمام آموزگاران این را به ما گوشزد کرده اند. چرا؟ ساده است؛ چون وقتی به دیگران عشق می ورزیم دل و آگاهی ما در حالت آسودگی و آرامش قرار گرفته و توجه ما از خویش بر گرفته می شود. پس از آن چه روی می دهد؟ وقتی خود را فراموش می کنیم آسوده می شویم. این نتیجه ای طبیعی است که تمام عالم با آن آشنا هستند. کسی که گرفتار تنش و نگرانی است، در گیر خود یا خانواده نزدیک خود است، گرفتار دغدغه احساسات و اندیشه هاست. و به آنچه قبلاً بر او گذشته یا در آینده پیش رو دارد یا آنچه دیگران درباره او می اندیشند، فکر می کند. اما اگر او به فراموش کردن خویش ترغیب شود بلافاصله به آسودگی می رسد. حالا ببینیم دلواپسی و نگرانی با انسان چه می کند. او را در چنگال خود می فشارد، مجراهای درون را خفه می کند و جریان منبع تغذیه را قطع می کند. خدا و عشق به دیگران موقوف می شود. به فرد عصبانی نگاه کنید و عضلات منقبض، گرفتگی شدید،حرکات نامنظم و خطوط عمیق ماهیچه های چهره او را ببینید. تا وقتی که هنوز هم ذهنش بر خود معطوف و متمرکز باشد استراحت جسمی برای او بی فایده است؛ چون باز هم از نظر ذهنی دچار تنش و انقباض است. این خفگی و مانع در تمام دقایق شب و روز در او وجود دارد. علائم این دلواپسی ها تنش ها در اکثر افراد قابل تشخیص است. کسانی که خدا را می جویند و اغلب ناکام می مانند، می پندارند که خود بی تقصیرند و ایراد را متوجه اعتقادات خود می دانند. چنین فردی احساس بی عدالتی می کند و گمان می کند برای چیزی که باید به خاطر تلاش و نیاز شدیدبه طور رایگان به او داده شود ناچار است بیش از حد دست و پا بزند. اما او در احوال خود دقت نمی کند. برای این تأخیر دلیلی بنیانی وجود دارد؛ علتی برای تأخیر در راه رسیدن به خدا. وقتی که انسان دیگران را چون خود دوست بدارد، توجهش به بیرون متمرکز می شود بنابراین به آرامش می رسد و دیگر در درونش گره گرفتگی وجود نخاهد داشت. آنگاه او مجرایی برای قدرت می شود و غالباً وحدت آگاهانه خود با خدا را به ظهور می رساند. اما وقتی که چیزی را برای خود می خواهد توجهش به درون معطوف می شود و بلافاصله دچار انقباض و تنش شده و می پندارد که برای رسیدن به خواسته هایش باید نقلای زیادی به خرج دهد. باید کاملاً آرام بود؛ در این صورت قدرت مقدس اک در انسان جاری می شود. در اینجا با دو اصل سر و کار داریم. بازگرداندن جریان انرژی به بیرون و عشق ورزیدن به همسایه همچون خویشتن.
نی نوای الهی پال توئیچل |
|
+ نوشته شده در
87/05/20ساعت 21:0 توسط پرنده مهاجر |
|
|
کوی سیاه کوچه از وحشت دیدن میزبان تاریکی هاست امشب پیر ما در موعظه محو نباید هاست امشب نارسایی نوا تا پس کوه های سیاه دال بر ماندنمان در نبودن هاست امشب در سرای مشرقم پرتو هبوط می کند آری مغربم پر ز فریاد هاست امشب آن از قلم به دور منزوی پاپتی چون به وادی رسد پر ز گریه هاست امشب او که دم می زد از غزل باختگان می ترسم این بزم باده بازیش با غرل باختگی هاست امشب چشم ها می طلبم که گمان گمراهی دارم تنها گواه من این همه خستگی هاست امشب گفتند به سوی نور بیا و لنگ پا خوانند مرا ندانستند که لنگی پایم از ناهمواری هاست امشب دلم از ملال خشت و آب و گل می گیرد پناه آورده ام به گوهرم که کعبه هاست امشب
|
|
+ نوشته شده در
87/05/15ساعت 18:31 توسط پرنده مهاجر |
|
|
ابتدا اطمينان حاصل كن كه چراغ عشق الهي ات همواره روشن است، سپس به وظائف اين دنيا بپرداز. استاد معظم اک، ربازارتارز
|
|
+ نوشته شده در
87/05/05ساعت 23:6 توسط پرنده مهاجر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوند جهان هاي تحتاني را آفريد وكل را بر آن مسلّط نمود. در عوض به هر روح فرصتي داد تا متكامل شود و خارج از اين جهان ها متعالي گردد و با كمك ماهانتا مجدّداًً به سوگماد برسد و همكاري براي خدا شود.
|
|
RSS
|