![]() |
![]() |
|
|
زنـــــــــــــــــــــدگی
زندگی تکه کاهی است که کوهش کردیم زندگی کوه بزرگی است که کاهش کردیم
زندگی نیست به جز نم نم باران بهار زندگی نیست به جز دیدن یار زندگی نیست به جز عشق به جز حرف محبت به کسی ور نه هر خار و خسی زندگی کرده بسی
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد
زندگی گهگاهی مثل کوه بلند است مثل یک کاه سبک زندگی بیشترش سنگین است
زندگی گهگاهی مثل یک شمع می سوزد گرد پروانه خویش زندگی بیشترش سوختن است درس آموختن است
زندگی بیشترش فانوس است لب دریای خیال آویزان می توان آن را دید و نه بیش روشن است اما به اندازه خویش گاه گاهی چلچراغی است از این همه جا نور دلش گسترده روز را شب به هوس آورده
گاه گاهی زندگی رنگ طلاست این طلا نیست بلاست زندگی بیشترش کمرنگ است آب هم آبی نیست بی رنگ است
زندگی یک خدا هم دارد که من از او نمی ترسم خود او می گوید مهربان است مهربان ترس ندارد جانم
زندگی تابلویی است نیمه راه که زسرمنزل مقصودخبری می آرد کار او هشدار است گر مسافر رهش بیدار است
زندگی هر طرفش دیوار است گاهی دری پنجره ای هم دارد کاش می شد که خدا خانه اش پر از پنجره بود چند تا کافی نیست همه را باید دید
زندگی تکه کاهی است که کوهش کردیم زندگی کوه بزرگی است که کاهش کردیم
مسعود فردمنش
برکت باشه
|
|
+ نوشته شده در
87/12/07ساعت 11:33 توسط پرنده مهاجر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوند جهان هاي تحتاني را آفريد وكل را بر آن مسلّط نمود. در عوض به هر روح فرصتي داد تا متكامل شود و خارج از اين جهان ها متعالي گردد و با كمك ماهانتا مجدّداًً به سوگماد برسد و همكاري براي خدا شود.
|
|
RSS
|